آزادی انسان
۱- هجرت و جهاد هم باید مادی باشد و هم معنوی یعنی هجرت از جا و مکانی که محیطش باعث می شود که تأثیرات بدی بر ایمان ما و خانواده ی ما بگذارد. و محیط زندگی مان را برای یک زندگی اسلامی آماده کنیم و هم هجرت معنوی که همان دوری از گناهان می باشد. که تفکر انحرافی تنها هجرت معنوی را در نظر می گیرد ولی اسلام هر دو را در کنار یکدیگر می پذیرد. هجرت و جهاد اگر نباشند برای انسان جز زبونی و اسارت چیزی باقی نمی گذارند و انسان باید از موانع رشد آزاد باشد و این آزادی از موانع درگیری با موانع را نیز می طلبد.
نکته ی دیگر در مبحث آزادی معنوی و آزادی اجتماعی است که آزادی های مطرح در دنیای امروز این است که آزادی تا جایی باید باشد که به دیگران کاری نداشته باشد و همه باید آزاد باشند در حالی که آزادی ای که اسلام مد نظرش هست چیزی جز این است اسلام آمد تا انسان را از بند عقایدی که انسان را اسیر خودش کرده است و بر هیچ اندیشه ای مبتنی نیست رها کند تا بتواند آزادانه و با تکیه بر اندیشه و تفکر خود راه تکامل و هدایت خود را بیابد.
نکته ی جالبی که در این کتاب دیدم این بود که اگر چه این روزها غرب از آزادی صحبت می کنند ولی در عین حال این آزادی عین اسارت است که اجازه می دهند که هر کس به هرچه عقیده دارد آزاد است در حالیکه این عین استعمار است زیرا عقیده ای که مبتنی بر عقل و تفکر نباشد عین اسارت است نه آزادی. اسلام تنها توحید و معاد و نبوتی را می پذیرد که با تکیه بر اندیشه و عقل باشد وگرنه آن را نمی پذیرد به عبارتی دین اکراه بردار نیست و نمی تواند اجبار در آن باشد.
انسان باید از هر چه که ذهن او را می بندد آزاد شود تا بتواند بندگی خدا را بکند که عین آزادی است. ایمان به خدا لازمه اش کفر در برابر طاغوت است و موحد واقعی کسی است که مومن به حق و کافر به ماسوی باشد.
این کتاب شبهات زیادی را که در ذهن است بر طرف می کند.
اگر علاقمند به این موضوعات هستید برای مطالعه بیشتر پیشنهاد می کنم حتما کتاب آزادی انسان شهید مطهری را مطالعه کنید.
وبلاگی برای آنانکه دغدغه شان دین اسلام، علم سودمند، سیاستی برای بالا بردن پرچم اسلام و فرهنگ اسلامی و ایرانی می باشد.